با حرف ها و نگاه های خود ایرانی مان، با آنچه از سر زرنگی و هوش انجام می دهیم چه بلایی سر مملکت مان و هم میهنان مان می آوریم؟ این روزها همسایه دیوار به دیوار مان  بیشتر نگران پسران بیکار خودش است، همسایه روبرویی مان بیشتر نگران پایمال شدن خون پسر شهیدش است.برادرم با بنزین افتاده به جان دیوار مسجد محله که رویش با اسپری نوشته اند ری استارت.مادرم هم بعد از دیدن برخی طرفداران کاندیداها، بعد از شنیدن این همه پرده دری ها و بی اخلاقی های رو در روی مثلا مومنان باسابقه مملکت مدام استغفار می فرستد!

اقا جان امام موعودی و امام موجودی! خسته شده ایم از این همه زد و بند ها،حیرانیم از این همه بی دینی، از این همه نفاق بنده های ی ملبس به لباس پیامبر،غصه داریم از این همه ریا و تزویر در کلام آنانی که مدام دم از جمهوری از نوع اسلامیش می زنند! داریم به آن روایت نزدیک می شویم که "نگهداشتن دین در آخرالزمان مانندنگهداشتن آتش درکف دست است"

آقا جان بی طاقتیم، ما را دریاب...